الان در وضعیتی هستم که هر نوع درمانی اعم از سنجد، یخ و حتی سرکلاژ رو برای کالیبراسیون مجدد خودم پذیرا هستم
این ورودی در می 27, 2009 در 9:50 ق.ظ و تحت دستههای Uncategorized فرستاده شده. شما میتوانید هرگونه جواب به این ورودی را از طریق خوراک RSS 2.0 دنبال کنید.
شما میتوانید پاسخی بدهید، یا از وبگاه خود دنبالک بگذارید.
من قبلا تو این بلاگ بودم، از یکی از مطالبشم خیلی خوشم اومده بود اما نمیدونم چی بود، میبینم که لطف کردی و منو لینک کردی، خیلی ممنونم من هم الان ترتیبشو میدم! مطالب قشنگی نوشتی، کاشکی در قسمت about یک خورده راجع به خودت مینوشتی!
والا بابا جون تقصیر ما نیست یحتمل لای سیم میمای وردپرس گیر کرده. راستیتش ما خوب با وبلاگت حال کردیم و لینکش کردیم و گاهی فرصت دست بده می خونیم و لذت می بریم و صدامون در نمیاد لیکن. لطف کردی که سر زدی. به خانواده سلام برسون
می 27, 2009 در t 12:56 ب.ظ |
من قبلا تو این بلاگ بودم، از یکی از مطالبشم خیلی خوشم اومده بود اما نمیدونم چی بود، میبینم که لطف کردی و منو لینک کردی، خیلی ممنونم من هم الان ترتیبشو میدم! مطالب قشنگی نوشتی، کاشکی در قسمت about یک خورده راجع به خودت مینوشتی!
می 27, 2009 در t 1:06 ب.ظ |
حالا رفتم پیداش کردم، تیترش بود اگه شبها اهل قدم زدن باشی! خیلی قشنگ نوشته بودی، واقعا که لذت بردم از خوندنش!
می 27, 2009 در t 9:51 ب.ظ |
والا من یک کامنت دیگم نوشته بودم که غیب شده! اما مهم نیست، وقت داشته باشم دوباره مینویسم!
ژوئن 1, 2009 در t 5:51 ب.ظ |
والا بابا جون تقصیر ما نیست یحتمل لای سیم میمای وردپرس گیر کرده. راستیتش ما خوب با وبلاگت حال کردیم و لینکش کردیم و گاهی فرصت دست بده می خونیم و لذت می بریم و صدامون در نمیاد لیکن. لطف کردی که سر زدی. به خانواده سلام برسون
جولای 5, 2009 در t 9:24 ب.ظ |
آقا فرزاد بنویس بابا دیگه، یه چیز، هئ میایم پیشت میبینیم که هیچی ننوشتی، ما منتظریم!