نمی دونم چرا همه پدیده های عالم هستی حالت گردشی و تکرار دارن؟ به این دقت کرده بودین؟ گردش زمین، کهکشان، حتی خود عالم هستی هم به روی خودش خمیده شده و بسته است.
فقط یه چیزه که ظاهرا بازه و ابتدا و انتها داره و اونم زمانه، که البته هاوکینگ یه چیزایی گفته در مورد زمان بی کرانه و این چیزا که من نفهمیدم راستش.
خوب به نظرم اومد که وقایع زندگی ما هم یه حالت تکراری دارن. یه دوره هایی هست که دوره های خوبی هستن. توشون اتفاقای خوب میفته. حالت خوبه، دور و برت تولد و عروسیه، تو کارت پیشرفت می کنی.
بعدش یه دوره های دیگه ای هست که همه چی برعکس میشه، مریض میشی، تو دوست و آشنا ها هم مریضی و مرگ و میر میفته، یهو خودت ممکنه بمیری، خلاصه زندگیت به لجن کشیده میشه.
و باز دوباره. نمیدونم چرا اینجوریه؟
الان هم یکی از اون دوره های بد شروع شده. خبر مریضی چند تا از آشنا ها، بیماری خودم و بقیه اش رو خدا به خیر بگذرونه.