خبر مثل بمب صدا کرد. تعرض به دختر دانشجو در دانشگاه زنجان.
خبرهای مشابهی هم از مدتی پیش با همین تم به گوش رسیده بود در دانشگاه های دیگر.
من به عنوان کسی که زمانی دانشجو بوده و امروز هم در سمت دیگر کلاس با دانشجویان سر و کار دارم وجود چنین مسائلی را نمی توانم انکار کنم. همه می دانیم که مشابه این قضیه و بدتر از آن بارها در و بارها اتفاق افتاده و خواهد افتاد. دانشگاه جزئی از جامعه است و هر چند تلاش کنیم دانشگاه را محیطی فرهنگی و برتر کنیم باز هم به درجاتی وجود این مسائل در آن ناگزیر است. در نهایت اینکه آن هم رنگ و روی دیگری به خود خواهد گرفت و خود من هم در محیط دانشگاهی این مسائل را دیده یا شنیده ام و پیشنهاد از هر دو طرف بوده است، چه از طرف مسوول و چه از طرف دانشجو. اما این مورد خاص، یعنی معاون دانشجویی فرهنگی دانشگاه زنجان:
نظر بعضی از دوستان این است که هر دو طرف مقصرند. من با این مساله به این شکل روبرو نمی شوم بلکه فکر می کنم هر یک از دو طرف امکان مقصر بودن را دارند. در واقع کاملا امکان دارد که یک مسوول اسیر هوس شده و دختری را برای حصول خواسته های خود تحت فشار بگذارد و خبری که به ما رسیده همین تئوری را مطرح می کند. در سوی دیگر طیف تئوری توطئه و پاپوش عنوان شده که یک برنامه ریزی پیچیده را برای اعمال فشار بر مسوولان دانشگاه مطرح می کند که بر مبنای آن همه این حوادث صحنه سازی برای عزل یک مقام دانشگاهی مخالف با تشکل خاصی در نظر گرفته شده است. احتمالات دیگری نیز در فاصله بین این دو حد عنوان شده اند. من به عنوان شنونده ای که خود را به دلایل مختلف به دانشجویان نزدیکتر می دانم تا مسوولان، با شنیدن خبر و دیدن فیلم بلافاصله با دانشجویان احساس همدردی و همراهی کردم و خبر را به چند نفر از دوستان و آشنایان هم دادم. اما حالا که بیشتر فکر می کنم می بینم که نمی توانم در این قضیه به همین سرعت قضاوت کنم زیرا کانال دریافت خبر در این مورد بی طرف نیست و من هم شناختی از کیستی آنها ندارم. به صرف دیدن یک فیلم و خواندن یک متن ، من قادر به قضاوت نیستم. برای من فرقی نمی کند این خبر را خبرنامه تحلیلی امیرکبیر منتشر کند یا خبرگزاری فارس. قصد ندارم صداقت دانشجویان انجمن زنجان را زیر سوال ببرم، یا وجود فساد را انکار کنم. ظلم و فشار به زنان و دختران ایرانی را تکذیب نمی کنم، بلکه بر وجود آن مصر هستم. وجود دیدگاه ابزاری به زن در جامعه را قبول دارم و از وجود آن ناراحت هستم. در اینکه برخی ( از زن و مرد) تحول ایجاد شده در پوشش زنان را هنوز درک نکرده اند و هر نوع دگرگونی را به عنوان فساد تلقی می کنند و مردانشان هم از سر نادانی آن را به عنوان چراغ سبز به هر کس تلقی می کنند و همین باعث این چنین پیشنهادات اجباری می شود شکی ندارم.
اما باز هم می خواهم بگویم که در این دریای طوفان زده بر هر قایقی سوار نخواهم شد.